![]() |
![]() |
|
| توی دریای نگاهت قایق من رفتنی بود من از اول می دونستم قایقم شکستنی بود |
|
" به تو می اندیشم "غروب غم انگیزی است و من درکنار درخت بید نشسته ام ، دلم آشفته است و چشمانم را قطره های اشک پرکرده اند . گویی کسی با دستانش قلبم را می فشارد ! چشمانم درهرگوشه به دنبال گمشده ای می گردد و دستانم در حسرت گرمایی جانبخش می سوزد ومی گدازد ... دراین غروب غمگین من تنها به تو می اندیشم ... به تو که هم اکنون تمام وجودم و تمام روحم ازعشق تو لبریزاست ! به تو که درحسرت دیدارت همچون آواره ای در این شهردر خود فرو رفته ام ، چگونه ازاین عشق سخن به میان آورم و چگونه تو را ازاین آشوبی که دردلم غوغا می کند آگاه سازم . تا به امروزهرگز چنین حالی نداشتم ، تا به امروزهرگزعشقی دردلم راه نداده ام ، تا به امروزهرگز عاشق نبوده ام ! اما امروز ... امروزمی بینم که درعشق تو سوخته ام وازعشق تو مرده ای بیش نیستم . آیا تو عشق مرا باورخواهی کرد ؟ دستانم را ملتمسانه به سویت درازمی کنم ، آیا تو دستان سردم را عاشقانه نوازش خواهی کرد ؟ آیا برگونه های داغ وتبدارم بوسه های آتشین خواهی زد ؟ ... آه که من دراین آتش خواهم سوخت فریادم را می شنوی ؟! من دراین آتش نام تو را با عشق عجیبی فریاد می زنم ... تا شاید تو کنارم بیایی وبا نوازش های عاشقانه ات مرا سرمست کنی . دراین غروب غمگین دلم آنقدرگرفته که جز تو وخاطرتو چیزی درخاطرم نیست ... وتنها می توانم فریاد بزنم که دوستت دارم تا ابد با من بمان ای جانم . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:57 توسط آنا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:55 توسط آنا |
|
|
" اشک آسمون " امشب اشک آسمون ، مثل اشک چشم من جاری شدهدلامون پر از غمه ، کارمون نالیدن و زاری شده آسمون به خاطر من که دلم بشکسته من به خاطر عزیزی که ز دستم رفته می خوام امشب تا سحر گریه کنم وقت رفتن سیل اشکامو ندید بی خداحافظی از من دل برید دیگه امیدی نداشت به زندگی گویی شبنم بود و از شاخه چکید چی بگم من که چه بود اون به کجا رفت و که بود اون فقط این و می دونم من که واسم زندگی بود اون |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:46 توسط آنا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:44 توسط آنا |
|
|
" مروارید " هر دلی دیدم یاری داره ، دل من چی داره صدف یه مروارید داره ، دل من چی داره وقتی می گردم قلبا رو ، دل هر جوونی انتظار دلداری داره ، دل من چی داره مروارید غلطونم ، نور چشای گریونم یک صدف خالیه ، بی تو دل حیرونم ماسه های ساحلی ، خونه های کاهگلی والا همه شاهدن ، بی تو چه سر گردونم من می دونم که مال دریا بودی اما تو آروم دل ما بودی کاشکی می شد اشکامو پنهون کنم از دلم این غصه رو بیرون کنم با این دل بی قرار، سخته واسم انتظار سیرم از این زندگی ، دلتنگم از روزگار مروارید غلطونم ، نور چشای گریونم یک صدف خالیه ، بی تو دل حیرونم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:41 توسط آنا |
|
|
" مروارید " هر دلی دیدم یاری داره ، دل من چی داره صدف یه مروارید داره ، دل من چی داره وقتی می گردم قلبا رو ، دل هر جوونی انتظار دلداری داره ، دل من چی داره مروارید غلطونم ، نور چشای گریونم یک صدف خالیه ، بی تو دل حیرونم ماسه های ساحلی ، خونه های کاهگلی والا همه شاهدن ، بی تو چه سر گردونم من می دونم که مال دریا بودی اما تو آروم دل ما بودی کاشکی می شد اشکامو پنهون کنم از دلم این غصه رو بیرون کنم با این دل بی قرار، سخته واسم انتظار سیرم از این زندگی ، دلتنگم از روزگار مروارید غلطونم ، نور چشای گریونم یک صدف خالیه ، بی تو دل حیرونم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:41 توسط آنا |
|
|
" مروارید " هر دلی دیدم یاری داره ، دل من چی داره صدف یه مروارید داره ، دل من چی داره وقتی می گردم قلبا رو ، دل هر جوونی انتظار دلداری داره ، دل من چی داره مروارید غلطونم ، نور چشای گریونم یک صدف خالیه ، بی تو دل حیرونم ماسه های ساحلی ، خونه های کاهگلی والا همه شاهدن ، بی تو چه سر گردونم من می دونم که مال دریا بودی اما تو آروم دل ما بودی کاشکی می شد اشکامو پنهون کنم از دلم این غصه رو بیرون کنم با این دل بی قرار، سخته واسم انتظار سیرم از این زندگی ، دلتنگم از روزگار مروارید غلطونم ، نور چشای گریونم یک صدف خالیه ، بی تو دل حیرونم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:41 توسط آنا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:40 توسط آنا |
|
|
" شب یلدا "
دلم رنگ شب یلدا گرفته
دلم از این دورنگی ها گرفته
من آن خورشید غمگین غروبم
که سر بر دامن دریا گرفته
نه آغوشی که بر آن رو بیارم
نه دامانی که بر آن سر گذارم
نه اشکی تا ز چشمانم ببارم
نه فریادی که تا از دل برآرم
دلم رنگ شب یلدا گرفته
دلم از این دورنگی ها گرفته
به هر سو رو کنم با پای خسته
سیاهی در کمین من نشسته
بسوزد آه من دامن غم را
خدایی دارد این قلب شکسته |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:30 توسط آنا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 0:20 توسط آنا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ببین چه کردی با حالم ببین چه کردی با روزم ، چه بی صدا در تنهایی تو آتیش غم می سوزم
سلامی به گرمی آشنایی وبه سردی جدایی : من آنا 19 ، دیپلمۀ رشته ریاضی از تهران هستم . امیدوارم که بتونیم دوستان خوبی برای هم باشیم. |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 |
| پیوندها |
|
عکس حرفه ای ، عشق ، جوونی کمی هم طنز چرند و چرند های کشکی |
|
RSS
|